لطفا اگر اطمینان دارید محتوای پست نامناسب است دکمه گزارش را بزنید تا در سریع ترین فرصت پست بازبینی شود.
گزارش
انصراف
Çت
مي نشيني روبرويم، خستگي در مي کني
چاي مي ريزم برايت، توي فنجاني که نيست
باز مي خندي و مي پرسي که حالت بهتر است
باز مي خندم که خيلي، گرچه مي داني که نيست
شعر مي خوانم برايت، واژه ها گل مي کنند
ياس و مريم مي گذارم ، توي گلداني که نيست
چشم مي دوزم به چشمت، مي شود آيا کمي
دستهايم را بگيري ، بين دستاني که نيست
وقت رفتن مي شود، با بغض مي گويم نرو
پشت پايت اشک مي ريزم، در ايواني که نيست
مي روي و خانه لبريز از نبودت مي شود
باز تنها مي شوم، با ياد مهماني که نيست
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۴/۷ ۲۰ : ۲۹ | گزارش محتوای نامناسب بازدید از این صفحه: 30۱۳۹۷/۴/۷ ۲۰ : ۲۹ | 30